ارواح زندایی

چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز میدونه

ارواح زندایی

چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز میدونه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدایی» ثبت شده است

خدایا

وزارت راه بهت گیر نمیده

پس دوربرگردان این اتوبان زندیگم کو

میخوام برگردم

متاسفانه خدایا باید بگم ترمز هم ندارم باید باهمین سرعت دوربزنم

میدونم بااین سرعت دور زدن خیلی خطرناکه

اما بهتر از اینه که به سمت نابودی بری

خدایا داغون میشم احتمال داغون شدنم هست ولی برمیگردم

الهی هل یرجع العبد الآبق الا الی مولاه

خدایا آیا بنده ی فراری جای بازگشتی جز سمت مولایش دارد

  • طاها عمادی

" روبه تو سجده میکنم دری به کعبه باز نیست

 

بس که  طواف  کردمت  مرا  به  حج نیاز نیست

به  هر  طرف  نظر  کنم  نماز  من   نماز  نیست



مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی


زخم  نمی زنی به من که مبتلاترم کنی


از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی


قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد
تمام  پرسه های  من  کنار  تو  سلوک  شد


عذاب  می  کشم  ولی  عذاب من گناه  نیست  
وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست 

  • طاها عمادی

 

خدایا !
خدایا چگونه تو را بخوانم درحالی که من، من هستم
(با این همه گناه ومعصیت)
و چگونه از رحمت تو نا امید شوم درحالی که تو، تو هستی
(با آن همه لطف ورحمت)
خدایا تو آنچنانی که من می خواهم
مرا نیز چنان کن که تومی خواهی

  • طاها عمادی